تبليغاتX
ماهی لب تشنه

 " سیر جبری و سر سخت حوادث اخیر ، عالم بشریت را به سوی هدفی می راند که از قبل تعیین و پیش بینی شده است .

در نتیجه حدوث آن همه بحرانهای متتابع و سریع الوقوع ارکان جامعه ی انسانی چنان متزلزل شده که چون به هر طرف و به هر قاره ای که روی آوریم و به هر گوشه ی دور افتاده ای که توجه نمائیم می بینیم دچار هجوم تاخت و تاز نیروهائی گشته که نه میتوان مهارش نمود و نه می توان از میانش برداشت .

اروپا که تا به حال که مهد تمدنی پر تفاخر و خودستا بود و مشعلدار آزادی و سرچشمه ی صنعت و تجارت بشمار می رفت حال خود را مبهوت و حیران صحنه ی آشوبها و اضطرابات عظیمی می یابد و میبیند که مرامهای مقبول دیرینه ی سیاسی واقتصادی اش در بوته ی امتحان افتاده  است .

 در قلب آسیا از راه دور فریاد و غرش شومی به گوش می آید که ناشی از حملات مستمر مرامی نو ظهور است . مرامی که با انکار خدا و اعراض از قوانین و اصول الهی ، اساس جامعه ی انسانی را تهدید میکند ، و عربده و هیا هوی یک نوع وطن پرستی نو خاسته همراه با لا ابالیگری و شکاکی ولا مذهبی سبب مزید بدبختی قاره ای گشته که تا به حال مظهر ثبات و دوام و آرامش وقوام بوده است . 

از قاره تاریک آفریقا نیز روز به روز آثار اولیه ی انقلابی پدیدار است که آگاهانه با عزمی راسخ با روشهای استعمار سیاسی و اقتصادی دست و پنجه می یازد واین نیز بر وسعت وشدت مصائب ومشکلات عصر ما می افزاید .

حتی آمریکا به سیاست کناره گیری واستغنای اقتصادیش و پا بر جایی موسساتش و آثار رفاه رو به نموّش و ازدیاد حیثیت و اعتبارش می نازید، دیگر نتوانست در مقابل قوای محرکه ای که آن کشور را به لب پرتگاه بحران شدید اقتصادی کشانده و اساس حیات صنعتی و اقتصادیش را تهدید می کند مقاومت نماید.

استرالیای دور دست هم که تصور می رفت به دلیل دوری اش از مرکز طوفان اروپا از مصائب و بلایای آن قاره بیمار محفوظ و در امان باشد ناگزیر به ورطه ی بلا افتاده قادر نیست که خود را از این مهلکه رها سازد .

در محیط مجهودات بشری در شئون اجتماعی و اقتصادی و سیاسی، هرگز چنین تغیرات عظیم و دامنه داری که اینک در نقاط مختلف جهان به وقوع می پیوندد وجود نداشته است و هرگز منابع خطرات گوناگون به مانند آنچه امروز پایه بنیان جامعه ی بشری را متزلزل می سازد دیده نشده است .

تأثیرات نا مطلوب نحوه ی زندگانی میلیونها نفر که در اروپا تحت عنوان اقلیت زندگی میکنند ، بار سنگین و یأس آوری که خیل روز افزون بیکاران بر دوش دول و ملل نهاده اند ، مسابقه ی نا هنجار و عنان گسیخته ی تسلیحات که هر روز بیشتر از پیش دارائی ملل فقیر محنت زده را می بلعد ، دلسردی و یأسی که بازار های مالی جهان با آن روبرو هستند ، نظام عرفی و جدا از مذهب دولتها که در این زمان بر قلعه های محکم « معتقدین پایبند » میتازد همه دلائل  نا مبارکی هستند که از تزلزل و عدم ثبات بنیان تمدن معاصر  حکایت میکنند .

آیا ممکن نیست که در بحبوحه ی درد و رنج این جهان پر هیجان ، نظمی نو ظهور تولد یابد که قوت و وسعتش به مراتب از قوای جهان آفرین نظم های گذشته که به مشیت الهی در فواصل معین برای احیای جهان و جهانیان ظاهر شده اند بیشتر باشد ؟ "

                                                                                                                               شوقی

+ نوشته شده در  دوشنبه 3 اردیبهشت1386ساعت 12:13 بعد از ظهر  توسط هیلا  |