تبليغاتX
ماهی لب تشنه - من هنوز زنده ام ...زنده ای...

بعد از حدود یک سال سلام!  ببخشید که اینطوری نوشتمش! 

فراموش کردم فراموش کردیکه آخرین بار کی زنده بودم بودی! فکر می کنم که ُمردم 

اما نه... هنوز دارم نفس میکشم...

چی شد که همه چی یادم رفتیادت رفت؟

چی شد که خودمو فراموش کردم فراموش کردی؟

چی شد که آرزوهامو آرزوهاتو... نقشه هامو نقشه هاتو... فراموش کردم فراموش کردی! 

چی شد که...

حبس...خودفراموشی...دگرخوشنودی...

باید بایستم بایستی پشت سرمو سرتو نگاه کنم نگاه کنی ...چه کردم چه کردی با خودم با خودت

 اما نه هنوز زنده ام

چون دارم نفس می کشم نفس می کشی !

چون هنوز دارم فکر می کنم فکر می کنی !

چون هنوز دارم می نویسم می نویسی !

چون...

به خدا ...

هنوز انسانم انسانی!

راستی چی میشه که آدم فراموش می کنه از زندگیش چی می خواست؟

دلم تنگ شده برای رفتن به یه پارک ...

شاید هیلا هنوز روی نیمکت پارک نشسته و از سرمای عشق یخ زده و مرده ...!

+ نوشته شده در  جمعه 25 بهمن1387ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط هیلا  |